خطاب به شورای مثلا سیاست گذاری اصلاح طلبان استان لرستان!!!!(شهرام بازوند منش / فرهنگی)

خطاب به شورای مثلا سیاست گذاری اصلاح طلبان استان لرستان!!!!

امیدوارم جناب خاتمی وتمام سران اصلا ح طلب کشور درس خوبی از استان لرستان ونتیجه ی اسفبار آن گرفته باشند و در نظرگاه خود نسبت به شورای سیاست گذاری استان تجدید نظر کنند چون در عمل دیدن و دیدیم که شورای سیاست گذاری استان نه تنها ناکارآمد بودن بلکه آثار منفی دراستان داشتن، شورایی که حتی نتوانست کاندیدهایی که به حق دارای اکثریت آرا بودند را پشتیبانی کنند و به ناحق حق آنان رو ضایع کردن و نتونستن هیچ دفاعی ازآرای به حق اصلاح طلبان بکنند، واقعا اینان دراین استان چه کار مفیدی انجام دادن؟؟ چه بیانیه مثبتی ازاینان دیدیم!!،متاسفانه شورایی که حتی نتونه تو استان یک نماینده معرفی کنه این چه شورائیست! این چه سیاست گذاریست! فقط در حد حرف و شعار! البته ماخبرنداریم شاید مهندس و حاج محمد رضایی سیاست عکس داشتن واصلاح طلبان ازشون خواستن و قسمشون دادن که از این استان همیشه محروم تاریخ چند دهه ی حاضر، هیچ کاندیدای اصلاح طلبی به بهارستان نفرستن،در بهبوهه ای که اصلاح طلبان و کل کشور به کاندید اصلاح طلب برای مجلس نیاز مبرم داشتن حاج محمدرضایی در کمال ناباوری، بجای گل کاشتن در استان لرستان تخم اصولگرا کاشتن!!!!!

 

جناب مهندس وحاجی عزیز؛ شک نکنید پیروزی جناب دکتر بیرانوندی به شما هیچ ارتباطی ندارد!! ونبایدبردجناب دکتربیرانوندروبه خودربط دهیدودرکیسه خوداندوخته کنید.

چون ایشان با حمایت قاطع مردم پیروز شدن نه با سیاست منفی و غلط شما،

پس لطفا شجاعت داشته باشین و این باخت تاثربرانگیز و تاریخی روبه گردن بگیرید واین شورا را به آدمای کاردان بسپارید چون که بازدهی فعالیت شما از 9 کاندید 0 نفر بود!!!!!!!!

 و نیز اینکه عدم کفایت امثال شما استان لرستان رو در بین استانهای کشور یک استان عقب مانده سیاسی واصول گرا نمایش داده در حالیکه خلاف این است و اکثریت مردم این دیار زخم خورده و خون دل خورده ی جریان اصلاحات اند.

 

لذا با اینکه حدود 70% مردم استان اصلاح طلب هستن شما نتونستید سیاست درست داشته باشین و قافیه رو به عده ی اندک اصولگراها باختین و این باخت مفتضح برای اصلاح طلبان این خاک، بس سنگین و دردناک است

زمین وزمان راجع به غارت طرهان حرف زدن اما دریغ از یک بیانیه و یا 2 سطر نوشته از جناب مهندس وحاجی پشت خاکریز!!!

هیچ بعیدنیست مهندس خواجوی وحاجی پشت خاکریز همراه با جناب مهندس سید سعید شاهرخی با اصولگراها دستشون توو یه کاسه باشه که اینچنین سر در زیر برف کردن وحقایق رو نخواستن ببینند.

البته به یقین بدانید در پشت خاکریز دشمن بس کنسروهایی فراوان وجود داشت که نیروهای خودی رو بسیار وسوسه میکرد.

انشاالله که مهندس وحاجی برخلاف بعضی ها سری به این کنسروها نزده باشن!!!

بقول حاجی آقا میرانارکی زده باشن هم عیب نیست حتمااهل خانه مبلمان تازه میخواسته

                    شهرام بازوند منش

فرمانداری کوهدشت جای آزمون وخطا نیست(مسعود آزادبخت / مدرس دانشگاه)

بنام خدایی که در همین نزدیکیست

 

سلام دوستان و یاران همراه

به اطلاع میرساند:

 

شنیده ها البته از منابع موثق و مطمئن حاکی از آن است که حکم سرپرستی و یا فرمانداری شهرستان همیشه محروم کوهدشت از وزارت کشور در حال بررسی و ابلاغ به استانداریست.

 با کمال تاسف البته به ولله فارغ از جناح و سیاست، بنده به عنوان یک نفر از اهالی این شهر به دلایل متعدد مخالف تغییر فرماندارم لذا در قالب چند سوال با شما همکلام میشوم:

 

آیا شما قبول میکنید که فرصت خدمت خالصانه در این دیار به مردی از جنس همین آب و خاک گرفته بشه!!!!

آیا سابقه ی علمی و اجرایی آقای جهانیان کمتر از چند فرماندار قبلیست؟

آیا این توهین و تحقیر مردم طرهان بزرگ نیست؟

آیا کوهدشت باشگاه زدوبندهای سیاسی سیاسیون است؟

آیا وزیر کشور در پیشگاه خدا و در پستوی وجدان ان شاءالله بیدارش قبول میکند که فرماندار جوان، فرهیخته و توانمند در عرصه ی اجرایی یک شهر را با کوله باری از افتخار و تجربه تنها بخاطر امیال سیاسی و و اغراض اشخاص پنهان و پشت پرده ی سرنوشت ساز تاریخ تلخ سیاسی این دیار رنجدیده، نیامده! برکنار کند....

آیا خود اصولگرایان میدانند این تغییر زودهنگام برای کل شهر خسران آور است؟

و خیلی سوالات دیگر...........

 

لذا با هیچ منطقی و با کمترین و کندترین ذهن نمیتوان تغییر مهمترین مهره ی اجرایی این شهر را به این زودی در مخیله ی خود گنجاند!

آری ....

برادران و خواهران ارجمند

ما خواهان آرامش و ثبات و امنیت در شهر کوهدشتیم.

ما خواهان نام آوری و توسعه ی این شهرستان در عرصه های مختلفیم.

 

ما نمیخواهیم کوهدشت بیشتر از این بدنام بشه. این یک واقعیت تلخ است.

 

ما اصلاح طلبیم و اولین قدم در مسیر اصلاحات اینست که اول شعور و آگاهی سیاسی و گفتمان و بینش خود را نسبت به مسائل روز ارتقا دهیم

بعد راجع به اصلاحات و انجام آن حرکت کنیم

حالا صحبت و مطلب اساسی اینست که ما خواهان ابقا آقای دکتر جهانیان در فرمانداری هستیم و هرکس اعم از وزارت کشور و استانداری بخواهد ایشان را برکنار کند و هر شخص دیگری را بیاورد بمعنای توهین به خرد جمعی مردم کوهدشت است چرا که بزرگترین سوال اینست که اگر ایشان صلاحیت و توانایی این پست مهم و کلیدی را نداشت چه لزومی به این تغییر بود؟ اصلا چرا ایشان را آوردند؟

مجددا اعلام میکنم:

مگر فرمانداری کوهدشت ببخشد آموزشگاه و باشگاه آزمون و خطاست یا اینکه مردم مضحکه ی زد و بند های سیاسی سیاسیون هستند

که فرمانداری را نیامده بردارند!!!!!!!

 

بنابراین از هر کوهدشتی اعم از هر جناحی و هر تفکری و هر بینشی، تقاضامندم جهت امنیت، عمران و آبادانی، پیشرفت در زمینه ی اقتصاد و در نهایت اجرای برنامه های اشتغالزایی آقای فرماندار، تغییر و جابجایی ایشان را نه بخاطر ایشان، بلکه فقط و فقط بخاطر خودمان و شهرمان قبول نکنیم.

 

بامید ساختن کوهدشتی متفاوت از کوهدشت امروز. 

 

            مسعود آزادبخت

بی هنجاری ؛ منشاء تبعات منفی آن در جامعه

بی هنجاری : منشاء و تبعات منفی آن درجامعه

آنومي (بی هنجاری) به عنوان يکی از مسايل اجتماعي قلمداد مي شود که طی آن، فرد دچار احساس بي هنجاري شده و اغتشاش، گسستگي و فقدان اجماع در بين فرد و جامعه را باعث می شود. احساس سردرگمی، نااميدي در نگرش به آينده، اختلال در فرهنگ مصرفي و انتظام اجتماعي عامل پديداري آنومي در سطوح مختلف اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و سياسي در جامعه بوده و محرک قوي در جهت ناکارآمد کردن نهادهاي اجتماعي و سپس آلوده شدن بافت جامعه و در معرض فروپاشي قرار گرفتن پيكرة ساختاربندي جامعه مي شود. ازنظردورکیم(جامعه شناس فرانسوی)، بی هنجاری به وضعیتی در یک جامعه اطلاق می‏شود که در آن، هنجارهای اجتماعی نفوذ خود را بر فرد از دست بدهد. در چنین شرایطی، افراد دیگر برای اقتدار اخلاقی جامعه احترام قائل نیستند. بنابراین، افراد دچار احساس تشویش، و فقدان راهنمای اخلاقی می‏شوند، تقاضاها و خواهش‏های مادی آنها بی حساب و کتاب افزایش می‏یابد و خودخواهی‏ها بر آن‏ها غلبه می‏یابد. شرایط نابسامانی که مستعد بی نظمی، جرم و انحرافات (زیرپاگذاشته شدن قوانین ، ظاهرگرایی ، شعار زدگی ، چندگانگی در رفتار) در حوزه های مختلف جهان اجتماعی است، همه را تحت تأثیر قرار می‏دهد. به اعتقاد دورکیم، وقتی فقدان التزام اجتماعی به قوانین، هنجارها و قواعد آشکار گردد، افراد احساس می¬کنند هیچ‏گونه ملاکی در انتخاب‏های خود ندارند؛ درنتیجه، حالتی از گسستگی و بی¬سازمانی در نظام اجتماعی آشکار می‏شود . آنومی (بی هنجاری) از نظر دورکیم همیشه با خودخواهی مرتبط است و وضعیتی غیر اخلاقی است که در آن جامعه چنان ساخت می یابد که اراده فرد بر جامعه حاکم است . بنابراین فردگرایی خودخواهانه که به معنای ترجیح منافع فردی و گروهی بر منافع جمعی و جامعه سیاسی است، به آنومی منجر می شود. زیرا در این نوع فردگرایی که افراد در پی ارضای هر چه بیشتر خواسته ها و شهوات سیری ناپذیر خود هستند، التزامی به قواعد اخلاقی وجود ندارد. قواعدی که می توانند حد و حدودی بر این "میل به بی نهایت" و "شهوات سیری ناپذیر" بگذارند . این بی‌هنجاری را در دو سطح می توان ازهم تفکیک کرد:

1) بی‌هنجاری در سطح فردی؛ نشانگر حالتی فکری است که در آن احساسات فرد نسبت به خود وی سنجیده می‌شود. چنین حالتی همراه با اختلافات و نابسامانی‌هایی در سطح فردی است و فرد نوعی احساس ناهنجاری، پوچی و بی‌قدرتی را تجربه می‌کند. 

2) بی‌هنجاری در سطح اجتماعی؛ نشانگر نوعی اختلال و بی‌هنجاری جمعی است ، در چنین وضعیتی هنجارهای اجتماعی از بین رفته یا در تضاد و ستیز قرار می‌گیرند و افراد به‌سختی می‌توانند بین آرزوهای خود و انتظارات متناقض جامعه، سازگاری پدید آورند و در نهایت ممکن است به رفتارهای نابهنجاری دست زده و خود را از عضویت در جامعه بر‌کنار دارند. در چنین شرایطی همبستگی و وابستگی فرد و جامعه از بین می‌رود و ارزش‌ها و هنجارهای سنتی قدرت و نفوذ خود را در جهت حمایت از افراد از دست می‌دهند.جوامعی که در آن‌ها به‌طور گسترده بی‌هنجاری وجود داشته باشد، در خطر متلاشی شدن قرار می‌گیرند، در نظر دورکیم، پیآمدهای آنومی در وضعیت نابسامانی فردی و در قالب تعارض شخصیت فردی و خودخواه انسان با شخصیت اجتماعی و دیگر خواه او متجلی می¬شود؛ نتیجه¬ این تعارض این است که خواسته¬های وجدان جمعی، کارآیی خود را از دست می¬دهد.و تضعیف فشارهای جمعی نیز موجب می¬شود که افراد به حال خود رها شوند زیرا اعضای آن جامعه برای نیل به مقاصد مشترک، خطوط راهنما در اختیار ندارند و اغلب مواقع احساس جدایی و بی‌جهتی می‌کنند . این اجساس انزوا و بی میلی اجتماعی یعنی به هم خوردن تعادل جامعه ، که به دنبال آن قواعد نظم دهنده به عنوان شیرازه نظام مندی اجتماعی ازهم می گسلد و اثربخشی و فایده مندی خود را از دست می دهد . زیرا با گسیختگی شيرازه تنظيم هاي اجتماعي، نفوذ نظارت كننده جامعه برگرايش هاي فردي ديگر كارايي اش را از دست خواهد داد و افراد جامعه به حال خودشان واگذار خواهند شد . احساس بی هنجاری که در سطح فردی تجربه میشود و تجلی آنومی ساختاری است ، همواره به عنوان مانع ارتباطی عمل میکند. و بستری برای تک افتادگی، اتمیزه شدن یا پناهبردن به دام اقتدارگرایی است که مانع تحقق رفتار مشارکتی، دموکراتیک و ارتباطی است.

هرگاه فردگرایی مفرط ناشی از ضعف کارآمدی نهادهای مستقر در جامعه بر جامعه غالب شود و تنها هدف، کسب موفقیت باشد، دگرگونی بسیار ظریفی اتفاق خواهد افتاد؛ در این حال، قواعد و مقررات غیر رسمی توانایی خود را برای نظام بخشیدن از دست می دهند، اعتقاد کلی به این قواعد، بی ارزش و بی پایه جلوه می کند، مجازات های نهادینه شده که ابزارهای نظم اجتماعی هستند، اثربخشی خود را از دست می دهند و همه افراد به مهارت و کاردانی شخصی خود باز می گردند و فردیت، جای مشارکت ( اجتماعی ، سیاسی ، فرهنگی و اقتصادی ) را می گیرد. این همان نتایجی است که بعضی از جامعه شناسان آن را مخرب همبستگی اجتماعی در داشتن وحدت رویه می دانند. تهدید و تخریب وحدت جامعه و تضعیف وجدان جمعی که قوام و دوام کارایی آن در ارزش گذاری کنشهای اجتماعی (از طریق تشویق و تنبیه) است ، باعث آسیب پذیری ابعاد سرمایه اجتماعی (اعتماد ، مشارکت ، ....) خواهد شد. پیامدهای بی اعتمادی اجتماعی که خود را در قالبهایی چون : ( ناتوانی و احساس بی قدرتی/ پوچی/ بی معیاری/ انزوا) خود را نشان می دهد نه تنها باعث دلسردی افراد و عدم مشارکت فعال آنها در حوزه های عمومی میشود بلکه به تدریج کلیت جامعه اعم از نهادها و کنشگران را در بر خواهد گرفت . و به دنبالش عرصه های عمومی شاهد تاخت و تاز و یکه تازی گفمان حصول به سودمندی شخصی به جای تحصل منافع جمعی خواهد بود که ره آوردش ترویج رفتارهای فرصت طلبانه برای آن دسته از افراد ذی نفعیی می شود که درخلاء عدم حضور همگان (به دلیل احساس بی قدر و بی قدرتی ، دلزدگی از جایگاه و منزلت خویشتن و بتوارگی پول ناشی از فضای آنومیک) و عدم کارایی نهادهای مختلف که خود گرفتار نوعی بی سازمانی اجتماعی شده اند و اثربخشی مورد انتظار را از دست داده اند نهایت بهره مندی را از آن خود می کنند و در مقابل این فردیت برخوردار، ما شاهد نوعی بی انگیزگی جمعی ناشی از بی اعتمادی فراگیر اجتماعی خواهیم بود که همچون آیینه ای جامعه را چنان فردی با صفات زیر می نمایاند که در متن به آنها اشاره شد:

الف) ناتوانی و بی قدرتی : یعنی فرد در این حالت احساس بی قدرتی و بی اختیاری کرده و قادر به تحت تاثیر قرار دادن محیط اجتماعی خود نیست. این محیط اجتماعی از خانواده و مغازه و محل کار شروع شده و به جامعه سرایت می یابد.

ب) پوچی: در چنین حالتی در عقاید و باورهای فرد ابهام و تردید ظاهر شده و او نمیداند به چه چیزی باید اعتقاد داشته باشد، چه شایعه ای را بپذیرد و کدام خبر را رد کند؛ به عبارت دیگر انتظار چندانی از رضایت بخش بودن پیش بینی های رفتاری فرد در آینده وجود ندارد.

ج) بی معیاری : حالتی از خودبیگانگی است که فرد در جامعه احساس میکند برای رسیدن به هدفهای ارزنده خود نیاز به وسایل نامشروع دارد یا کنشهایی او را به هدفش نزدیک میکند که مورد تایید جامعه و باورهای قبلی او نیست.

د) انزوا: هنگامی است که شخص احساس میکند با ارزشها و معیارها و باورهای جامعه بیگانه شده و در چنین حالتی فرد خود را با آنچه از نظر جامعه ارزشمند و دارای اعتبار است هم عقیده و هم سو نمیبیند.

 واین صفات ، شناسه هایی برای پی بردن به علائم تهدید سلامت اجتماعی یک جامعه است ، اگردر یک پژوهش میدانی که نشان می دهد بیش از 75 درصد از مردم پول و پارتی را برای احقاق حق خودشان ضروری دانسته و تنها 25 درصد از آنها به اجرای مساوی قانون اعتقاد دارند. باید اینگونه قضاوت کنیم و به هم هشدار دهیم که شاخص‌هایی چون امید به آینده، اعتماد اجتماعی ، انصاف سیاسی و اجتماعی ، قانون باوری و قانونمندی در عمل ، عدالت اجتماعی ، عدالت توزیعی منابع و عدالت سیاسی وضعیت مناسبی ندارند و باید بدانیم در صورت تداوم این ناموزونی و بی هنجاری سیاسی و اجتماعی ، همه ی افراد از تبعات منفی و خطرناک آن برکنار نخواهند ماند

حمزه فیضی پور

خطاب به شورای مثلا سیاست گذاری اصلاح طلبان  استان لرستان

خطاب به شورای مثلا سیاست گذاری اصلاح طلبان استان لرستان!!!!

امیدوارم جناب خاتمی وتمام سران اصلا ح طلب کشور درس خوبی از استان لرستان ونتیجه ی اسفبار آن گرفته باشند و در نظرگاه خود نسبت به شورای سیاست گذاری استان تجدید نظر کنند چون در عمل دیدن و دیدیم که شورای سیاست گذاری استان نه تنها ناکارآمد بودن بلکه آثار منفی دراستان داشتن، شورایی که حتی نتوانست کاندیدهایی که به حق دارای اکثریت آرا بودند را پشتیبانی کنند و به ناحق حق آنان رو ضایع کردن و نتونستن هیچ دفاعی ازآرای به حق اصلاح طلبان بکنند، واقعا اینان دراین استان چه کار مفیدی انجام دادن؟؟ چه بیانیه مثبتی ازاینان دیدیم!!،متاسفانه شورایی که حتی نتونه تو استان یک نماینده معرفی کنه این چه شورائیست! این چه سیاست گذاریست! فقط در حد حرف و شعار! البته ماخبرنداریم شاید مهندس و حاج محمد رضایی سیاست عکس داشتن واصلاح طلبان ازشون خواستن و قسمشون دادن که از این استان همیشه محروم تاریخ چند دهه ی حاضر، هیچ کاندیدای اصلاح طلبی به بهارستان نفرستن،در بهبوهه ای که اصلاح طلبان و کل کشور به کاندید اصلاح طلب برای مجلس نیاز مبرم داشتن حاج محمدرضایی در کمال ناباوری، بجای گل کاشتن در استان لرستان تخم اصولگرا کاشتن!!!!!

 

جناب مهندس وحاجی عزیز؛ شک نکنید پیروزی جناب دکتر بیرانوندی به شما هیچ ارتباطی ندارد!! ونبایدبردجناب دکتربیرانوندروبه خودربط دهیدودرکیسه خوداندوخته کنید.

چون ایشان با حمایت قاطع مردم پیروز شدن نه با سیاست منفی و غلط شما،

پس لطفا شجاعت داشته باشین و این باخت تاثربرانگیز و تاریخی روبه گردن بگیرید واین شورا را به آدمای کاردان بسپارید چون که بازدهی فعالیت شما از 9 کاندید 0 نفر بود!!!!!!!!

 و نیز اینکه عدم کفایت امثال شما استان لرستان رو در بین استانهای کشور یک استان عقب مانده سیاسی واصول گرا نمایش داده در حالیکه خلاف این است و اکثریت مردم این دیار زخم خورده و خون دل خورده ی جریان اصلاحات اند.

 

لذا با اینکه حدود 70% مردم استان اصلاح طلب هستن شما نتونستید سیاست درست داشته باشین و قافیه رو به عده ی اندک اصولگراها باختین و این باخت مفتضح برای اصلاح طلبان این خاک، بس سنگین و دردناک است

زمین وزمان راجع به غارت طرهان حرف زدن اما دریغ از یک بیانیه و یا 2 سطر نوشته از جناب مهندس وحاجی پشت خاکریز!!!

هیچ بعیدنیست مهندس خواجوی وحاجی پشت خاکریز همراه با جناب مهندس سید سعید شاهرخی با اصولگراها دستشون توو یه کاسه باشه که اینچنین سر در زیر برف کردن وحقایق رو نخواستن ببینند.

البته به یقین بدانید در پشت خاکریز دشمن بس کنسروهایی فراوان وجود داشت که نیروهای خودی رو بسیار وسوسه میکرد.

انشاالله که مهندس وحاجی برخلاف بعضی ها سری به این کنسروها نزده باشن!!!

بقول حاجی آقا میرانارکی زده باشن هم عیب نیست حتمااهل خانه مبلمان تازه میخواسته

                    شهرام بازوند منش

فربه تر از تعارض,(سید,حسین موسوی)

انتخابات، مجموعه عملیاتی است كه طي آن اراده شهروندان يك كشوربراي شكل‌گيري نهادهاي سياسي و مدني ونيزگزينش متصديان ومتوليان امورعمومي به ظهورمي‌رسد. سازوکار انتخابات و برگزاری آن در کشورها متفاوت است اما عموماً تمام تلاش طراحان و برگزارکنندگان آن در جهت نزدیک شدن انتخابات به اصول دموکراسی است تا عموم جامعه به این اعتماد دست یابند که نظر و عقیده شان در سرنوشت کشور موثر بوده و اداره ی امور با اراده ی عموم می چرخد. 

وارد شدن هر گونه ایراد و خدشه در انتخابات به معنای دهن کجی به عقلانیت افکار عمومی است و در اینصورت به جای رقابت انتخاباتی شاهد نزاع سیاسی در جامعه خواهیم بود.ادامه ی این روند به حذف سلیقه ها و تفکرات منتقد می انجامد و در نهایت با اعمال قدرت در جهت تک قطبی کردن انتخابات و گرفتن فرصت رقابت از سلایق سیاسی، انتخابات عملا به یک نوع تشریفات سیاسی نزدیکتر می شود. نگاه دستگاههای نظارتی و اجرایی و در مقابل افکار عمومی به انتخابات متفاوت بوده واین سوال در ذهن رای دهنده مطرح می شود که آیا در انتخابات نقش شهروندی محّق را دارند یا صرفا شهروندی مکلّف؛ کنار هم قرار دادن دو مفهوم حق و تکلیف از نگاه دو طرف انتخابات یعنی دست اندرکاران و حاضران در عرصه انتخابات تبدیل به مسئله ای فربه تر از تعارض می شود.

 تاریخ انتخابات در شهرستان کوهدشت نشان دهنده ی حساسیت فوق العاده توده مردم و سیاسیون این شهرستان به مسئله انتخابات است.انتخابات در این شهرستان همواره با مشارکت بالا و شور سیاسی خاصی همراه بوده است. البته علیرغم این شور زائد الوصف انتخاباتی و مردان پر ادعای سیاستمدار، این شهرستان رتبه ی اول بیکاری در کشوررا دارا است و فاقد زیر ساخت های اولیه ی عمرانی می باشد؛ بی شک انتخابات 7 اسفند مهمترین اتفاق سیاسی شهرستان در سال 94 بود، انتخاباتی پر تنش و جنجالی که برخی مشکلات و مسائل پیرامون آن قابل حل وهضم نبود. از همان مراحل اولیه ی انتخابات و پس از ثبت نام نامزدهای انتخابات که با حذف محبوب مردم برای تقویت مطلوب مورد نظر جریانی خاص آغاز شد و نظارت استصواب و اجرای ناصواب آن بر کسی پوشیده نبود و پس از تایید صلاحیت های قطره چکانی و دقیقه ی نود که با نام بررسی اعتراضات انجام گرفت و مراحل پس از آن که نه شرحش در این نوشته میگنجد نه بیان آن جایز؛ عواملی بودند که باعث شدند تنش و تعارض در این شهرستان در تمام سطوح خود را نشان داده و کنترل اوضاع از دست مدیرانی که خود گرفتار تعصب و طرفداری ازکاندیدایی خاص بودند خارج شود ودر این میان عده ای هم پایشان را از دایره ی منطق و قانون بیرون گذاشتند و با ایجاد فضای غبارآلود و با نا امن خواندن و در نهایت ناامن کردن فضای شهرستان قصدشان گرفتن ماهی از آب گل آلود بود. حکایت ناظران و حاضران در انتخابات حکایت بیمار بد حال و عیادت کننده ی کر بود، ناله های بیمار بدحال را با کلماتی از پیش تعیین شده و فرضی جواب می دادند و در نتیجه شرایطی به وجود آوردند که در آن، اعتراض به روند اجرای انتخابات نامعقول و به نتیجه آن نامقدورتعریف شد؛ نامه ها و شکواییه هایی هم به مقامات مسئول ارسال شد و شاید هم به مقصد رسیدند ولی هرگز به مقصود نرسیدند. 

مورد بحث ما اعتراض نیست بلکه اصل این است که باید در یابیم چرا باید پس از اعلام نتیجه شاهد اعتراض باشیم و معلولش چیست؟ عامل این تنش ها و به دنبال آن اعتراضات مردمی را باید در رفتارهای مدیران نظارتی و اجرایی انتخابات جستجو کرد نه در فرهنگ و بدنه ی اجتماعی این شهرستان. تجربه ی انتخابات های گذشته نشان می دهد اگر روزی برسد که دست اندرکاران انتخابات در مقابل مردم قرار نگیرند و بجای هدایت انتخابات در اجرا و نظارت کوشش نمایند، مردم راه خود را پیدا خواهند کرد و تنش و تعارض از این شهرستان رخت بر می بندد. مهمترین و نگران کننده ترین مسئله این انتخابات، تقابل قانون و قدرت، تعصب و تفکر، ثروت و فقربود که شرایط ویژه ای را به وجود آورد و نیازمند نگاه مدبرانه و به دور از هر گونه جانبداری وکم توجهی به خواست عمومی از سوی دست اندرکاران انتخابات بود اما متاسفانه چنین نشد و در نهایت این انتخابات تبدیل به دملی زمخت در بدنه ی سیاسی شهرستان شد و تیری بود که ازچله ی کمان رها شد و افسوس از پی آن نوشداروی پس از مرگ سهراب است. لذا نه قصد سر باز کردن آن را دارم نه مرهم نهادن.اما این اتفاقات و واقعیات آن باید باز بینی و آسیب شناسی شود چرا که تکرار این اتفاقات برای آینده ی شهرستان بسیار خطرناک وبه معنای در جا زدن یا پس رفت توسعه ی این شهرستان خواهد بود.

با نگاهی به روند توسعه شهرستان کوهدشت و انتخابات های پر تنش در می یابیم که این دو مقوله بی ارتباط با هم نیستند ودستاورد انتخابات های پر تنش و ضعف ناظران و مدیران اجرایی آن چیزی جز انگ زدن به سیرت ها و چنگ زدن به صورت ها نبوده است؛ متاسفانه به نظر می رسد در آینده نیز شاهد این روند کج مدار، نخبه ستیز و فرصت سوز باشیم.

 آنچه مسلم است مردم به فضای بسته و رفتارهایی که نشان دهنده ی کم توجهی به خواست عموم است عکس العمل نشان داده و چنین شرایطی برایشان قابل هضم نیست. نقش بی بدیل قدرت و ثروت در هدایت نتیجه ی انتخابات که البته از ضعف های برجسته دموکراسی نیز هست قابل انکار نیست و ازاصلی ترین عواملی بودند که بار دیگر نام و تصویرشهرستان کوهدشت را رسانه ای کردند و هزینه های سنگینی را برای آینده این شهرستان به ارمغان آوردند. تمام کسانی که قدرت و ثروتشان در آنجا ولی نفوذ و بازیشان در اینجاست باید جوابگوی این عقب افتادگی ها و عواقب ناشی از آن باشند؛ کسانی که فقط روزهای انتخابات اسمشان بر سر زبانهاست یا کسانی که ثروت سیالشان این روزها درکوچه و بازار چشم نواز فقراست و پس از مشخص شدن نتیجه ی انتخابات کوهدشت را رها کرده و به محافل امن و امانشان در کلانشهرها کوچ می کنند، کوهدشت می ماند و جوانان بیکار با روانی افسرده و بیمار.

به نظر می رسد کوهدشت فقط میدان مبارزه و زورآزمایی سیاسی و گودال فدا شدن نخبگان و تفکرات توسعه محور است.

پر واضح است ادامه ی سیاست زدگی و نخبه ستیزی به همراه برخی تفکرات افراطی در انتخابات ها که با نگاه برنده حاکم و بازنده محکوم و محصور همراه است، آینده ی تاریکی را برای کوهدشت رقم خواهد زد و وضعیت شهرستان از آنچه که امروز هست بسیار بدتر و وخیم تر خواهد شد. تا وقتی نمایندگان و مدیران اجرایی به جای نظارت و اجرای قانون در این شهرستان برای گماردن افراد نزدیک به خود گرم در معامله باشند، شهروندان آن در رنج و سختی به سر خواهند برد، لذا از آنچه بر این شهرستان گذشته است باید درس گرفت و نباید همه چیز را فدای اختلاف های شخصی و سیاست زدگی کنیم.

آینده کوهدشت نیازمند نگاه ویژه ی دولتمردان، با حفظ استقلال عمل و اجرای بی چون و چرای قانون در راستای کاهش دایره ی سهم خواهان انتخاباتی است.

نامه سرگشاده جمعی از مردم کوهدشت به نمایندگان مجلس شورای اسلامی

نامه سر گشاده جمعي از مردم كوهدشت به نمايندگان مجلس شوراي اسلامي

 

مراتب عرض ارادت مردم طرهان (كوهدشت و رومشگان) رو به محضر همه نمايندگان منتخب دهمين دوره مجلس شوراي اسلامي، دلسوزان نظام مقدس و مردم هميشه در صحنه ايران اسلامي عزيزان اعلام مي داريم.

 

ظلم و خيانتي كه٧ اسفند٩٤ در اين حوزه انتخابيه شد چنان بيداد كرد كه تا سالهاي سال از اذهان فراموش نخواهد شد و اين جاي بسي تأسف خواهد داشت كه اعتماد اكثر مردم اين حوزه از نظام مقدس حاكم و انتخابات سلب گردد و اميدشان از اصلاحات نيز به نواميدي مبدل شود!

اين كه عدم "رعايت حق الناس مورد نظر مقام معظم رهبري"، به يك رويه عادي در آيد و چنانچه كانديدايي در عوامل برگزاري انتخابات صاحب نفوذ در چينش عوامل اجرايي انتخابات باشد، در كمال آسايش، حقوق سايرين را در برابر ديدگان عموم، تضييع نموده و نتيجه رو به سود خود هدايت و اعلام كند، در شأن و منزلت يك نظام مقدس جمهوري اسلامي و مردم سالار نخواهد بود!

 

حال با چه ميزان از اميد اجراي عدالت و با پشتوانه رعايت كدام قانون انتخاباتي در آينده، انتظار داشته باشيم تا همه مردم باز هم احساس مسوليت كنند و در سرنوشت خود و كشورشون كمافي السابق مسوولانه سهيم و كوشا باشند!؟

 

آيا آن دسته از مسوولين محترمي كه به خواسته بحق و قانوني مردم توجه ننمايند، اين حق را براي خود مي توانند قايل باشند كه از مردم انتظار مشاركت مدني و مسوولانه بيش از پيش در صحنه انتخابات داشته باشند!؟

 

پيشاپيش از لطف همه نمايندگان منتخب دهمين دوره مجلس شوراي اسلامي، دلسوزان نظام و كشور سپاسگزاريم و از همه كساني كه تواني و مسؤوليتي در اين امر دارند بخاطر رعايت حق الناس، حفظ آبروي نظام و زنده نگه داشتن اميد در دل اين مردم محروم، كم توقع و متعهد، توقع هماهنگي و مساعدت در راستاي بررسي دقيق و منصفانه اعتبارنامه آقاي الهيار ملكشاهي نماينده منتصب شده برگزار كنندگان انتخابات كوهدشت و رومشگان را داريم.

در پايان از جمله موارد آشكار تخلفاتي كه براي همگان إثبات شده است و فيلم يا تصاوير برخي از اين موارد در شبكه هاي مجازي دست به دست در گردش است اشاره مي شود:

١. شروع تعمدي راي گيري در شهر كوهدشت در اغلب صندوق ها ساعت ١١ صبح بود در حالي كه راي گيري در رومشگان در همين ساعت پايان يافت.

٢. آمار بالاي شركت كنندگان در انتخابات در شهر رومشگان؛ حدود ٣١٠٠٠ نَفَر از كل جمعيت ٤٠٠٠٠ نفره اين شهر اين در حاليست كه بسياري از شناسنامه هاي مردم مهر نخورده اند.

٣. پيدا شدن دسته دسته برگه هاي راي دهندگان و ته برگ تعرفه ها در كُوي و برزن!

٤. عدم رعايت اصل بي طرف در چينش مجريان انتخابات به سود نماينده حاضر

٥. اعتراض رسمي ساير كانديداها به روند برگزاري و اعلام نتايج انتخابات

٦. اعلام آمارهاي متفاوت نتيجه انتخابات به طور رسمي از سوي صدا و سيما 

 

لطفا فورارد كنيد تا به دست نمايندگان و أهالي مطبوعات برسد.

 

سعيد مرادپور فرهنگي

@saeedmoradpoor

ايام به كام

آیا کارگر ساده یک نیرو کار بدون حق وحقوق است ؟!

🔹آیا کارگر ساده یک نیروی کار بدون حق و حقوق است؟!

شاید بارها جمله "به یک کارگر ساده نیازمندیم" را در شهر دیده باشید، اما منظور از این کارگر چیست؟ 

"به یک کارگر ساده نیازمندیم" این تبلیغ بارها در مسیر گذر از کوچه و خیابان به چشم شما خورده است. دیدن و شنیدن این واژه برای بسیاری از مردم عادی است. در این اوضاع نابه‌سامان بیکاری کافی است در شهر قدمی بزنی و به‌راحتی شاهد دیدن تراکت‌هایی بر در و دیوار شهر باشی که روی آن نوشته "کارگر ساده نیازمندیم".

اما به‌راستی منظور از "کارگر ساده "چیست؟ توقع کارفرما از کارگر ساده چیست؟ آیا وظایف کاری کارگر ساده کمتر است یا بیشتر؟ مزایا و درآمد کارگر ساده چقدر است؟ کارگر ساده قرارداد کار هم دارد؟

در شرایطی که در کشور به‌اعتراف مرکز آمار 2میلیون و 729هزار نفر بیکارند، و در لرستان حدود 130 هزار نیروی بیکار، شاید منظور از کارگر ساده همان فارغ التحصیلانی باشند که با ناامیدی از اشتغال در یک اداره یا مجموعه مرتبط با رشته تحصیلی خود برای کسب درآمد به مشاغل ساده‌تر پناه می‌برند.

اما کافی است شماره تماس این تبلیغ را بگیری.... "سلام، کارگر ساده نیازمندیم، ساعت کاری 10 صبح تا 10 شب، در صورت رضایت بعد از 6ماه بیمه می‌شوید".

"حضوری بیایید، سه ماه آزمایشی برای کار در یک فست‌فود است. در صورت رضایت حداقل حقوق 1میلیون و 200 بدون بیمه و مزایا پرداخت می‌شود".

فعالیت در یک واحد تولید سنگبری است، کار سنگینه، اگر کمردرد و پادرد دارید نیایید، بیمه در صورت رضایت بعد از سه ماه".

"تلفن‌چی می‌خواهیم، شرایط بیمه مهیا نیست، از ساعت 8 صبح تا 9 شب و حقوقمان 800 هزار تومان است".

"کارگر آچارفرانسه می‌خواهیم؛ چایی دم کنه، تی بکشه، نامه ببره، چک نقد کنه، بار خالی کنه و فعلاً شرایط بیمه مهیا نیست، بازار تکون بخوره بیمه هم می‌کنیم اگر راضی بودیم".

زمانی که از کارگران ساده مشغول در این واحدها بپرسی؛ "کارگر ساده، منظور چیست؟" می‌گوید، کارگر ساده یک فرد بدون ابزار کم‌هزینه و به‌دور از حداقل‌های قانون کار است که کارفرما برای فرار از پرداخت حداقل‌های قانونی پسوند ساده را همراه کارگر کرده است.

کارگر ساده به‌خاطر نداشتن پوشش بیمه‌ای از بیمه اشتغال، درمان، بیمه بیکاری، حقوق عائله‌مندی و ساعات کار مشخص و معین محروم است و در صورت دچار شدن به بیماری خود و خانواده‌اش چند برابر درآمدش را بی‌هیچ حمایتی باید خرج درمان و بیمارستان کند.

 کارگر ساده یک نیروی کار بدون حق و حقوق، ساکت و خاموش است که و به‌محض اینکه کوچکترین اعتراضی کرد از سوی کارفرما اخراج میشود و هیچگونه امنیت شغلی ندارد...، این است روزهای امروز بازار کار...

 

(علی محمدی فر) 1395/02/16